varos

اینبار کتیبه ها سیلی به صورتم زدند . نه خودم …

از کتیبه سلیمان تا آغاز دوره ترسالی؛ چه کسی باید درستی …

به عنوان نمونه در همین روزهایی که کشور به سختی درگیر سیل‌های سراسری است، شایعه‌ها و ضداطلاعات‌ها (counter …

سیلی محکمی که از شوهرم در وسط خیابان خوردم / امیر از صبح …

او به من گفت: «بچه‌ها چند باری تو را دیده‌اند و گفته‌اند امروز تو را هم با خودم بیارم. زیاد طول نمی‌کشه. … داغی سیلی محکمی که به صورتم زد را هنوز حس می‌کنم. صدایش از خشم می‌لرزید و با فریاد …

زنی که 52 سیلی به صورت شوهرش زد! – خبرگزاری تابناک | خبر فارسی

زنی که 52 سیلی به صورت شوهرش زد! … ماه رمضان بیاید و تمام شود و یکی بگوید فردا عید است، دیگری بگوید، نه عید نیست. باید کاری کنیم که همه روی یک روز متفق باشیم. … دانشگاه ها باید به جامعه ورود پیدا …

سفرنامه دمشق/ قربانت بروم؛ چقدر دلم برای خنده‌هایت تنگ شده …

12/15/2020 · اینبار نه حرم حضرت سکینه (علیهاالسلام)، نه چهارراه زینبیه، نه بیمارستان دمشق که آتش تکفیری‌ها به دامن خودم افتاده و تا مغز استخوانم را می‌سوزاند و به جای پرواز به سمت تهران، در همان …

قربانت بروم؛ چقدر دلم برای خنده‌هایت تنگ شده بود! – مشرق نیوز

اینبار نه حرم حضرت سکینه (علیهاالسلام)، نه چهارراه زینبیه، نه بیمارستان دمشق که آتش تکفیری‌ها به دامن خودم افتاده و تا مغز استخوانم را می‌سوزاند و به جای پرواز به سمت تهران، در همان …

تیزی نگاه هیزش جانم را می‌گرفت!

12/12/2020 · پس از سال‌ها جدایی از عشق و عقیده کودکی و نوجوانی‌ام اینبار نه به نیت زیارت که به قصد جنایت می‌خواستم وارد حرم دختر حضرت علی (علیه‌السلام) شوم که قدم‌هایم می‌لرزید.

رمان آفند درد | masoo کاربر انجمن نودهشتیا – صفحه 2 – تایپ …

بغضم را آزاد کردم و اولین قطره ی اشکم روی صورتم چکید.زانو های ضعیفم را در آغوش گرفتم و زار زدم.با شنیدن صدای قدم های بابا که از پله ها پایین می آمد سرم را کمی بلند کردم و نیم نگاهی به صورتش …

برچسب‌ها:, , , , , ,